close
تبلیغات در اینترنت
سایت
loading...

بهترین سایت عاشقانه | تنهایی

امشب میخوام از خوشحالی سر بزارم به آسمون          عشقم بهم گفت عزیزم دوستت دارم از دل و جون

دختر زیبا و خواستگار پیر

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی ت
واند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد
شاهزاده سیاه بازديد : 479 30 / 06 / 1391 زمان : 8:10 نظرات ()
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان

    معرفی کنید
    با قرار دادن بنر زیر در وبلاگ یا سایت خود، عاشقانه ها را به بینندگان وبلاگ یا سایت خود معرفی کنید:

    عاشقانه ها