close
تبلیغات در اینترنت
خاله
loading...

بهترین سایت عاشقانه | تنهایی

داستانی که تو این پست قرار می دم از کتاب ملودی های نافرجام هست که توی جشنواره ی داستان کوتاه کوتاه «سرزمین مادری ما » ازش تقدیر شده و به اضافه یک داستان هدیه برای شما دوستان گلم.... اسب سفید قرار بود دخترک را ببرد تا شهر آرزو هایش . دخترک شنل توری اش را پوشیده بود و آماده ی آماده بود. اسب سفید را هم زین کرده بودند. وقتی سوارش شد مادرش گفت : سکه رو که انداختم اسبت راه می افته … داستان کوتاه هدیه: (به نام خاک پدر) مادر گفت : " پدرت به آسمانها رفته . " دایی گفت : " پدرت به یک سفر دور و دراز رفته…

http://rozup.ir/up/alones/img/33.jpg


داستانی که تو این پست قرار می دم از کتاب ملودی های نافرجام هست که توی جشنواره ی داستان کوتاه کوتاه «سرزمین مادری ما » ازش تقدیر شده و به اضافه یک داستان هدیه در ادامه مطلب!!!

شاهزاده سیاه بازديد : 248 23 / 06 / 1391 زمان : 11:33 نظرات ()
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لينک دوستان

    معرفی کنید
    با قرار دادن بنر زیر در وبلاگ یا سایت خود، عاشقانه ها را به بینندگان وبلاگ یا سایت خود معرفی کنید:

    عاشقانه ها